کشیدن دندان در خواب


امشب نباید خوابش ببرد ، وگرنه همسرش همه ی دندانهایش را خواهد کشید .


 ماندانا با یک دندانپزشک ازدواج کرده بود و می‌دانست دندان پزشک ها از بوی بد دهان متنفرند . او به همین خاطر ، همه ی رفتارهای شوهرش را تحت نظر داشت .


ماندانا ، بارها درباره ی آمپول های خواب آوری که شوهرش در کیفش حمل می‌کرد با او جر و بحث کرده بود ولی آقای دندانپزشک با زیرکی تمام از توضیح دادن شانه خالی می‌کرد .


در یک سال گذشته ، شوهرش او را پیش دکترهای مختلفی برده بود ولی بوی دهان ماندانا رفع نمیشد .


 زن بیچاره از ترس اینکه ممکن است یک شب در خواب ، دندان هایش ، یکی یکی توسط شوهرش کنده شود ، داشت دیوانه می‌شد .


 صدایی در مغزش ، دائما هشدار می‌داد که هر طور شده شب ها بیدار بماند . کار به جایی رسید که یک چاقوی بزرگ آشپزخانه را زیر بالش خود پنهان کرد که اگر غافلگیر شد ، از خودش دفاع کند.


 آن شب ، ماندانا به طور اتفاقی شوهرش را با چاقو به قتل ‌رساند .


یکسالی بود که ماندانا اسکیزوفرنی داشت ولی از دو ماه قبل ، داروهایش را یواشکی قطع کرده بود .



/ 0 نظر / 14 بازدید