طرز تهیه گاو

صدای عجیبی از خودش در آورد .


زانوهایش دیگر نای راه رفتن نداشت . جانش به لب رسیده بود .


او یک آدم سطحی نبود که برای خرید تلویزیون ، فقط به مقایسه تصویر آنها ، خودش را قانع کند . برعکس ، از مدت‌ها قبل ، خودش را به اطلاعات زیادی در مورد مشخصات فنی تلویزیون ها مجهز کرده بود و الان ، زمان استفاده از آن اطلاعات بود .


ولی خسته و درمانده ، انگار در مسیر تودرتوی محوطه ی فروشگاه و در میان قفسه های سر به فلک کشیده ی انبار ها گیر کرده بود . به نظر می‌رسید تصمیم‌گیری غیر ممکن است و بهتر است امروز به خانه برود .


ناگهان نور امیدی ظاهر شد . یک رستوران رایگان ، درست وسط انبارها وجود داشت .


وقتی به خرج فروشگاه ، قند خونش بالا رفت ، جستجوی ریزبینانه اش را از سر گرفت .



/ 0 نظر / 11 بازدید