کدام ؟


تو رفتگی عمیقی ، در بدنه ی ماشین پارک شده ، چشم را آزار می داد .


چه بد ! او ماشین را امانت گرفته بود . با عصبانیت نگاه تندی به اطراف انداخت و گفت :


نمی دانم کدام بی وجدان ، زده و در رفته !


بیست دقیقه پیش ، راننده ای که داشت با عجله از فرعی دور میزد ، به ماشینی که کنار خیابان پارک شده بود کوبید .

او می خواست ، مادر پیرش را که از درد قلبی به خود می پیچید ، به بیمارستان برساند .


مادرش همان شب فوت کرد .


راننده به همانجا بازگشت ولی ماشین پارک شده ، دیگر آنجا نبود .


/ 0 نظر / 23 بازدید